تعداد بازدید: ۴۶۷
کد خبر: 4893
24 November 2016     -     ۰۴ آذر ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۳ تاریخ انتشار:
ساندار پیچای مدیرعامل هندی تبار گوگل در دهم اوت سال 2015 و بعد از تغییرات ساختاری در این شرکت و شکل گیری کمپانی مادرتخصصی آن یعنی آلفابت سکایت هدایت غول جستجو را بر عهده گرفت و از آن زمان تاکنون تحولاتی بنیادین را در آن رقم زد.

در ادامه این مطلب نگاهی خواهیم داشت به برگردان مصاحبه او با خبرنگار نشریه FastCompany و تحلیل های ارائه شده در رابطه با استراتژی های پیاده شده در گوگل از جانب پیچای.

پیچای معمولا جلساتی کوتاه را با اعضای تیم های مختلف گوگل در اتاق مجاور به دفتر کارش برگزار می کند تا از چند و چون فعالیت های آنها باخبر شود و این بار بناست با 5 تن دیگر از کارکنان شرکت دیدار داشته باشد. این 5 نفر را هم اعضای تیم فوتوز تشکیل می دهند و در یکی از تازه ترین دورهمی ها در این اتاق جمع شدند تا گزارشات دست اولی را در مورد کار چند ماه گذشته خود در اختیار پیچای قرار دهند.

گروه هنوز ارائه اطلاعات به پیچای را آغاز نکرده بود که مدیرعامل جوان با مطرح کردن پرسش ها، نظرات و ارائه راهکارهای مختلف رشته افکارشان را گسیخت. حدودا نیم ساعتی بود که بحث از موضوعی به موضوع دیگر تغییر می یافت و از هوش مصنوعی و ارزش یکپارچه سازی گوگل فوتوز با دیگر محصولات این شرکت شامل درایو گرفته تا اهمیت ایجاد ارتباط حسی با کاربران یک اپلیکیشن در جریان آن مطرح می شد. بعد از آنکه تیم فوتوز بخشی از یک ویدیوی تبلیغاتی را برای پیچای نشان داد، ناگهان او به وجد آمده و اظهار نمودفوق العاده است!

مدیرعامل 44 ساله گوگل قطعا در جایگاهی قرار دارد که مستحقش است. خودش در این باره می گوید: هیچ چیز مرا از نقد یک محصول خوشحال تر نمی کند، در جریان این جلسات می توانم همراه با تیم سازنده دمی بنشینم و حاصل کارشان را ببینم. اینکه می توانم به محصولی واکنش نشان دهم و به این فکر کنم که «وقتی کاربران آن را خریداری کردند چه واکنشی از خود نشان می دهند؟» مرا واقعا خوشحال می کند چراکه همیشه تلاش دارم بهتر شوم.

اما لحن پیچای در جریان آن نشست (خوش برخوردی اش در کنار بلندپروازی و علاقمندی وی به موضوع) به نوعی نشان دهنده رویکردی بود که در مسند مدیرعاملی گوگل برای اداره آن اختیار کرده. از همان سالی که این هندی تبار سکان هدایت غول جستجوی فضای وب را به خود اختصاص داد تمام تلاش و زمان خود را وقف آن کرد تا هماهنگی و حس تعاون را در این شرکت زنده کند و از این طریق بهره وری کسب و کاری که پیشتر سودده بود را به بالاترین حدش برساند.

اما بر همگان روشن است که پیچای در لحظه ای حساس سکاندار گوگل شد. در اوت سال 2015، لری پیج از بنیانگذاران این کمپانی تصمیم گرفت آن را به واحدهای مختلفی تفکیک نماید که حالا زیر یک چتر سازمانی به نام آلفابت فعالیت می کنند و خود پیج نیز سمت مدیرعاملی اش را در اختیار دارد.

حالا می توان به جرات مدعی شد که اغلب سرویس ها و محصولات گوگل از جمله سرچ، جیمیل، یوتوب، اندروید و حتی سخت افزارهایی نظیر موبایل مدیون پیچای است. او با تکیه بر اشتیاق و کنجکاوی مثال زدنی خود، جان دوباره ای به بخش های مختلف گوگل بخشید و با انتصاب قدیمی های این شرکت در پست های تازه و همچنین جذب استعدادهای تازه تعبیری آینده نگرانه را از ماموریت کلیدی این کمپانی ارائه کردسازماندهی اطلاعات جهانی و فراهم نمودن دسترسی مردم سراسر دنیا به آن.


نتایج این بازنگری ها و تغییرات کلیدی نیز با سرعتی باورنکردنی از راه رسیدند. پاییز امسال بود که اهالی مانتین ویو در جریان دو رویداد و با فاصله کمتر از یک هفته از محصولات تازه خود در سانفرانسیسکو پرده برداشتند. در رویداد نخست، گوگل از سرویس کلاود خود رونمایی کرد که مجموعه ای از پیشنهادات برای مشتریان سازمانی این شرکت را شامل می گردد
.

در مراسم دوم نیز که مشابهت زیادی به رویدادهای اپل داشت، این شرکت از نخستین اسمارت فون های طراحی شده توسط مهندسان خود (به نام های پیکسل و پیکسل اکس ال) پرده برداشت و علاوه بر این رقیب تازه اسپیکر اکوی آمازون به نام هوم را به حاضران معرفی نمود. در کنار اینها همچنین پرده ها از روی یک هدست واقعیت مجازی به نام دی دریم ویو، یک روتر وای فای (گوگل وای فای) و به روزرسانی تازه برای گجت استریم ویدیوی آن به نام کروم کست آلترا نیز کنار رفت.

تنوع و گستردگی این محصولات شاید گویای آن باشد که پیچای رقبایش را به درستی انتخاب نکرده. اما برنامه های بلندپروازنه وی همگی حول یک پیش بینی کلیدی قرار دارند: اینکه دنیا در حال گذر از عصر اسمارت فون و ورود به دورانی است که به تعبیر پیچای « عصر تقدم هوش مصنوعی» نام دارد.

به باور پیچای در این دوران است که محصولات گوگل مردم را در انجام امور مختلف (آن هم به شیوه هایی پیچیده تر و حتی قابل پیش بینی) یاری خواهند داد. برای نمونه موبایل های پیکسل و گوگل هوم نخستین دستگاه هایی هستند که از پشتیبانی دستیار دیجیتالی این شرکت موسوم به اسیستنت (رقیبی برای سیری اپل و الکسای آمازون که علاوه بر مدیریت فرامین مستقیم قادر است به درخواست های پیچیده تری نیز پاسخ مناسب بدهد) بهره می گیرند. استیستنت همچنین به گونه ای طراحی شده که می تواند در مکالمات نسبتا پیچیده نظیر ترتیب دادن امور مربوط به تعطیلات نیز مشارکت نماید.

John Giannandrea نایب رئیس بخش سرچ، تحقیقات و هوش ماشینی گوگل که مسئولیت تکنولوژی های مورد استفاده توسط موتور جستجوی این شرکت را در اختیار دارد در همین رابطه گفت: به نظر ما اسیستنت [گونه] تکامل یافته ای از سرچ گوگل است. حتی می توان گفت که در جایگاهی بالاتر از آن قرار دارد زیرا اگر به عنوان مثال قبلا عبارت Get me a pizza (به معنای یک پیتزا برایم بگیر) را به سرچ گوگل می گفتید اتفاقی نمی افتاد حال آنکه ما امیدواریم در آینده اسیستنت قادر به انجام چنین کاری باشد و بتواند پیتزای مطلوبتان را برای شما سفارش دهد. البته امروز چنین امکانی فراهم نیست اما امیدواریم که در آینده این اتفاق رخ دهد.

البته ناگفته نماند هرکدام از غول های فناوری دنیا که این روزها گوگل در حوزه های مختلفی با آنها رقابت می کند (از جمله اپل، آمازون، فیسبوک، مایکروسافت و غیره) طرح های مختص به خود را در زمینه هوش مصنوعی دنبال می کنند و سیری و الکسا هر دو آغازگران ابتدایی دوران دستیارهای دیجیتالی بوده اند.

اما گوگل که اسیستنت را با تکیه بر مفاهیم به دست آمده در زمان ایجاد Google Now و سرچ صوتی اش توسعه داده، تجربه ای بس طولانی در آموزش درک زبان طبیعی، تشخیص عکس و دیگر اشکال اطلاعات به کامپیوترها دارد و حتی می توان گفت که از همه بزرگان این عرصه باسابقه تر است.

با در نظر داشتن آنچه گفته شد، روشن است که اسیستنت برای کنار زدن رقبای خود در این عرصه، همزمان از دانش فنی یاد شده برای بهبود عملکرد خود نیز بهره می گیرد. پیچای در این باره می گوید: ما مدت های طولانی است که در زمینه یادگیری ماشینی سرمایه گذاری کرده ایم، به مراتب زودتر از حالا.

اغلب پروژه های بزرگی که در کارنامه پیج به ثبت رسیده اند حالا به دیگر شاخه های آلفابت انتقال یافته اند، با این همه، پیچای باور دارد که تلاش های کنونی گوگل بالاترین پتانسیل را برای تغییر عصر کنونی در اختیار دارند.

پیچای در این باره می گوید: لری همواره از ما می خواهد تا در مقیاسی به مراتب بزرگ تر به موضوعات فکر کنیم. او معمولا به محدودیت ها و موانع بی توجه است و از ما می خواهد که تمام تمرکزمان را روی حل مشکلات بزرگتری قرار دهیم. او عمیقا به استفاده از تکنولوژی برای کمک به دیگران باور دارد و مرتبا مسئولیت بزرگی که ما به عنوان گوگل برای بهبود دنیا بر عهده داریم را به من یادآور می شود.

او در ادامه می گوید: در تلاش برای ایجاد شکلی کلی و عمومی از هوش مصنوعی که به طرز معناداری هم مردم را کمک کند، به این نتیجه رسیدم که عبارت «آپولو هوا کردن» هم برای توصیف آن کفایت نمی کند.

مدیرعاملی از جنس خود مردم

تمایل پیچای برای ساخت محصولاتی بلندپروازانه را می توان مشخصه اصلی گوگل دانست. سبک مدیریتی وی به کل با لری پیج که به خاطر دلهره آور بودن جلساتش شهرت داشت، فرق دارد. اگر از آنها که از نزدیک با پیچای کار می کنند در موردش سوال کنید محال است که حرفی از یکدلی، شوخ طبعی و اشتیاقش برای کار تیمی در شرکت و همچنین استعمال این خصایص برای برآورده ساختن اهداف کلی اش به میان نیاورند.

Caesar Sengupta از کارآموزهای قدیمی پیچای و معاون وی در بخش بازارهای نوظهور در این باره می گوید: ما خوشحالیم که فرد خوبی مانند او سکان هدایت مایکروسافت را به دست گرفته است.

طبق گفته Philipp Schindler، فردی که یازده سال را برای گوگل کار کرده و عناوینی نظیر مدیر کسب و کارهای این شرکت را به خود اختصاص داده و هم اکنون نیز گروهی متشکل از 15 هزار نفر فروشنده را سرپرستی می کند: پیچای فردی باهوش و متفکر است و بعلاوه این توانایی را دارد که چشم انداز و دیدگاه افراد را تغییر دهد. این مساله ای است که به ندرت در جهان پیرامون شاهدش هستیم.

ما تلاشی برای درآمد زایی زودتر از موعد از پروژه هایمان نمی کنیم و در مقابل می خواهیم به درک خوبی از آنها برسیم. ما میخواهیم بسترهای مناسب را فراهم آوریم.

این مدیرعامل جوان تمایل زیادی به قرار گرفتن در کانون توجه دیگران ندارد (اگر خاطرتان باشد در جریان کنفرانس سخت افزاری سانفرانسیسکو مختصر توضیحاتی را ارائه کرد و سپس استیج را ترک نمود) با این همه مدعی است از اینکه به عنوان چهره مردمی گوگل شناخته شود لذت می برد و این همان مسئولیتی است که پیج اخیرا به وی محول نموده است.

خود پیچای در این باره می گوید: انتقال کاری که در گوگل انجام می دهیم به مخاطبان و بازگو نمودن قصد و نیت مان از انجام آن واقعا برایم اهمیت دارد (در اثبات این گفته هم همین بس که پیچای ظرف تنها چند ثانیه می تواند از پشت میز خود بلند شده و با عبور از درگاهی به داخل لابی شرکت برود تا در آنجا با بسیاری از بازدیدکنندگان آن شامل مشتریان تبلیغاتی و اشخاص بزرگ دیدار نماید. وی همچنین خاطر نشان می کند که در جریان این تعاملات بیشتر ترجیح می دهد شنونده باشد تا گوینده و خودش در این باره می گوید: بارها و بارها دیدارهایی را با بسیاری از مشتریان شرکت داشتم و بعد از پایان جلسات احساس می کردم به درک بهتری از دیدگاه آنها نسبت به خودمان پی برده ام.

«پیچای از ما نپرسید که چطور می خواهید با اینترنت اکسپلورر رقابت کنید، در مقابل اظهار داشت: فکر می کنم می توانیم مرورگر بهتری بسازیم

بسیاری معتقدند که تصدی پست مدیرعاملی از سوی پیچای بیشتر به خاطر اعتماد به نفس بالایش بوده در حالی که برخی آن را به دوران درخشان یازده ساله ای پیوند می دهند که وی پیش از تکیه زدن به این کرسی در گوگل به ایفای نقش پرداخت. وی که در سال 1972 میلادی در Tamil Nadu متولد شد برای تحصیل در رشته مهندسی در سال 1993 میلادی به آمریکا آمد و موفق شد از دانشگاه های استنفورد و Wharton فارغ التحصیل شود.

در ادامه پیچای در یک شرکت ارائه دهنده تجهیزات تولید چیپ به نام Applied Materials مشغول به کار شد و کمی بعد فعالیتش را در شرکت مشاوره مکنزی از سر گرفت. در سال 2003 که نیک فاکس همکار وی کارش را برای ملحق شدن به گوگل ترک کرد، Susan Wojcicki (مدیر فاکس) که بعدها به سمت مدیر ارشد واحد تبلیغات گوگل رسید و حالا مدیرعامل یوتوب است از وی سوال کرد که آیا در مکنزی فرد دیگری هم هست که ارزش جذب کردن را داشته باشد و فاکس نیز در جواب گفته: بهترین فرد ساندار است.

در آن دوران، جایگاه گوگل با شرایط کنونی اش تفاوت زیادی داشت. به گفته استفان هِک یکی دیگر از کارکنان مکنزی که حالا سمت مدیرعاملی استارتاپی به نام Nauto را برعهده دارد: خاطرم هست که در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن پیشنهاد گوگل خیلی با پیچای بحث می کردم. حالا که آن دوران گذشته شاید مضحک به نظر بیاید اما آن زمان سهام گوگل هنوز به بورس عرضه نشده بود. البته که حالا قبول نکردن چنین پیشنهادی جنون آمیز به نظر می آید اما در آن دوران اینطورها هم همه چیز روشن نبود.

در آوریل سال 2004 میلادی که پیچای پیشنهاد گوگل را پذیرفت و قرارداد همکاری اش را با آن امضا نمود (در ابتدا به عنوان مدیر محصول تولبار گوگل) به شدت تحت تاثیر جو آنجا قرار گرفت؛ او به این نتیجه رسید که اگر در این شرکت ایده ای داشته باشید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید محال است که روی خوش به شما نشان ندهند. آنها هرطور که شده کمک می کنند تا ایده تان را محقق کرده و حتی نظراتی را برای بهتر شدن نتیجه ارائه می نمایند.

او از همان روزهای آغازین پیوستنش به گوگل در شمایل مدیری متواضع ظاهر شد که علاقه ای به خودنمایی و نمایش توانمندی هایش ندارد و قادر است با ثبات قدمی مثال زدنی پروژه هایی بزرگ را به انجام برساند.

فاکس که معتقد است مدیریت پروژه مرورگر کروم توسط پیچای موفقیت بسیار بزرگی را برای وی فراهم نموده در مورد مدیرعامل گوگل می گوید: همیشه سخت ترین مسائل به وی محول می شدند.

در سال 2006 که این شرکت کار روی کرم را آغاز نمود، اینترنت اکسپلورر مایکروسافت بیش از هشتاد درصد بازار را در اختیار داشت اما طولی نکشید که کروم با سادگی و سرعت وصف ناپذیرش به پرکاربردترین مرورگر در دنیا بدل شد؛ جالب است بدانید که حتی خود  مایکروسافت نیز عاقبت مرورگر IE را کنار گذاشت و جای آن را به اجی داد که از هر لحاظ تداعی کننده کروم به شمار می رود.

همین موفقیت دور از ذهن مقدمه ای شد برای توضیح شجاعتی که گوگل به واسطه آن دست به تولید محصولاتی نظیر هوم (رقیب اکو) و اسیستنت (برای رویارویی با سیری، الو و بسیاری دیگر) زده است.

فاکس ادامه می دهد: ساندار در آن زمان نپرسید که آیا می توانید اینترنت اکسپلورر را توسعه دهید یا خیر بلکه اذعان داشت: ما معتقدیم می توانیم مرورگر بهتری بسازیم و به همین خاطر بهتر است که این کار را شروع کنیم.

سازماندهی سازمان

علیرغم کلیه تغییراتی که به آنها اشاره کردیم، مقر فرماندهی گوگل در مانتین ویو همچنان شکل سابق خود را حفظ کرده و هنوز همان رویدادها و نمادهای قبلی را می شود در آن دید.

همانطور که احتمالا در مطالب قبلی خوانده اید، این شرکت برنامه ای تحت عنوان «زمان 20 درصد دارد» که به موجب آن کارکنان امکان می یابند بخشی از زمان کاری خود را صرف پرورش افکار و ایده های شخصی شان کنند و به خاطر اهمیت بالای مقوله های نوآوری و خلاقیت نزد مدیران این شرکت، فاکتورهای مذکور همچنین عنصری جدایی ناپذیر از گوگل محسوب می گردند.

برای نمونه پیچای با افتخار از پلتفرم جدید دی دریم وی آر این شرکت یاد می کند که از هدست واقعیت مجازی آن به نام کاردبورد سر برآورد؛ ایده ای که دو تن از مهندسان آن بدون آنکه به دنبال کسب اجازه از مدیران بالاتر خود باشند پرورشش دادند.

با این همه جای هیچگونه تردیدی نیست که گوگل در سایه مدیریت پیچای (که حالا بالغ بر 66 هزار کارمند دارد) می خواهد به شیوه ای معقول تر و البته منظم تر به دنبال اهداف استراتژیک و بلند پروازانه خود بروند.

وی در این باره گفت: برای شرکتی در مقیاس ما بهترین راهکار این است که تمام تمرکزش را روی این مساله قرار داده و کارش را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. در واقع لازم است که ما حس واضح تری از جایی که می خواهیم به آن برویم داشته باشیم و سپس با اولویت بندی مناسب در جهت رسیدن به هدف خود تلاش نماییم.

گوگل همواره و به شکلی رسمی خواهان همکاری میان افراد بوده اما در گذشته ضمن تشویق واحدهای مختلف خود به تلاش برای رسیدن به مقاصد و اهداف گوناگون، عملکردی شبیه به سیستم های ارباب و رعیتی داشته. حالا اما پیچای تلاش دارد که تیم های مختلف گوگل را به سمت یک ماموریت مشترک هدایت کند: پیوند دادن کالاها و خدماتشان با هوش مصنوعی.

اسیستنت گوگل بدون وجود ساندار ساخته نمی شد؛ اسیستنت بخشی کلیدی از چشم اندازی است که همه کارکنان گوگل تلاش دارند محقق نمایند

طبق گفته Giannandrea از گروه تکنولوژی های یادگیری ماشینی: در نهایت این استراتژی و تلاش های صورت گرفته در راستای عملیاتی سازی اش در قالب ویژگی های مختلف محصول در اختیار کاربران قرار خواهند گرفت؛ مثلا امکان صحبت کردن با موبایل، جستجوی عکس، درخواست از گوگل برای اینکه جوکی برایتان بگوید.

به گفته Jen Fitzpatrick که به عنوان یکی از نخستین کارآموزهای گوگل در سال 1999 میلادی به این شرکت ملحق شد و حالا روی سرویس نقشه آن نظارت دارد: همزمان با درهم تنیده شدن فعالیت گروه های پراکنده در گوگل، پیچای تلاش تازه ای را برای نهادینه کردن فرهنگ تعاون و همکاری در شرکت و به طور مشخص سطوح مدیریتی پیشرفته آن آغاز نمود. او در واقع این فرهنگ را به یکی از ارزش های کلیدی در مورد نحوه مدیریت و هدایت شرکت بدل کرده است.

به گفته دایان گرین دانشمند شناخته شده علوم کامپیوتر و از بنیانگذاران VMware که اندکی بعد از تصدی پست مدیرعاملی توسط پیچای به این شرکت ملحق شد و مدیریت باقی فعالیت های گوگل کلاود را بر عهده گرفت، این روزها مدیران عالی رتبه گوگل بیشتر از هر زمان دیگری به یکدیگر ایمیل می دهند، با هم صحبت می کنند و جلسات هماهنگی برگزار می کنند. او ادامه میدهد: همه ما درک روشنی از کاری که انجام می دهیم، علت انجام کار و هدفی که می خواهیم به آن برسیم داریم.

در برخی موارد هم برنامه های پیچای برای گوگل صرفا به همکاری و تعاون مرتبط نمی شود بلکه در راستای متمرکز نمودن این فعالیت هاست. در گذشته پروژه های سخت افزاری گوگل به گروه های پراکنده ای در آن محول می شد و در نتیجه (درست مانند موبایل ها و تبلت های نکسوس و همچنین سیستم های استریم رسانه آن) نه تاثیر قابل توجهی روی گوگل داشتند و نه بازار (البته یک استثنای بزرگ در این باره کروم کست است که تا کنون بالغ بر 30 میلیون عدد از آن به فروش رفته است).

پیچای می گوید: در گذشته روال اینطور بود که برای ساخت محصولی اول باید تکنولوژی دیگری را فراهم می کردیم حالا اما مصمم و متعهدیم که سخت افزار خود را بر پایه چرخه های مختلف محصول بسازیم. وقتی تلاش های صورت گرفته برای ساخت یک محصول به شکلی پراکنده در سطوح مختلف صورت بگیرند، کنار زدن مشکلات در دراز مدت بسیار دشوار می گردد.

پیچای برای حصول اطمینان از این نکته که گجت های آینده برای عصر «تقدم هوش مصنوعی» آماده هستند هربخشی که به نوعی به سخت افزار ارتباط می یابد را در قالب یک گروه واحد گرد هم آورده و مدیریت این گروه را هم به Rick Osterloh واگذار کرده.

«فراهم نمودن دسترسی همه مردم به تکنولوژی، کامپیوتر و دانش از جمله علایق اصلی من است»

وی از کهنه کاران گوگل به شمار می رود و در دوران کوتاهی بعد از خریداری شدن  Motorola Mobility توسط آن مدیریتش را بر عهده داشت. اما در آن زمان، شرکت برای جلوگیری از پیش آمد دلخوری برای شرکای اندرویدی اش از جمله سامسونگ، واحد موبایل خود را به شدت ایزوله کرده بود. Osterloh در این باره می گوید: ما به شدت از بدنه گوگل دور بودیم حال آنکه این روزها اوضاع به گونه دیگری است.

از زمانی که او کارش را در گوگل آغاز کرد به کلیه فعالیت هایی که به نوعی نقشی در آینده آن نداشتند از جمله پروژه آرا خاتمه داد. پروژه آرا نوعی تلفن هوشمند با سبک و سیاق لِگو است که قطعات سازنده آن با استفاده از آهنربا در هم چفت می شوند و پیشتر قرار بوده که در سال 2015 میلادی به دست هوادارنش برسد.

Osterloh در این باره می گوید: هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی اهمیت بالایی دارند و به همین خاطر اگر قرار باشد که روی مقوله ای تمرکز داشته باشیم بهتر است که به جای محصولات ماژولار که در عین جذابیت پیچیدگی بالایی هم دارد، تمرکزمان روی این دو حوزه باشد.

اسپیکر هوشمند گوگل هوم قرار است که با اکوی آمازون رقابت کند؛ دستگاهی که گروه جدیدی از محصولات الکترونیک را تعریف کرد و هوم نیز شباهت زیادی به آن دارد. اما به باور Osterloh ایده اصلی در  توسعه آن نه رقابت شانه به شانه با آمازون که پیشبرد یک هدف کلی تر یعنی فراگیر نمودن Google Assistant است. وی در این باره می گوید: آفرین به آمازون برای اینکه نخستین بار محصولی مانند اکو را تولید کرد. بر همه ما روشن بود که باید هرچه سریع تر برای تحقق هدف کلی مان که همانا انتقال تجربه گوگل به طیف وسیع تری از کاربران است کاری انجام دهیم.

اما حتی با وجود این چشم انداز جدید و البته متمرکز، تیم سخت افزاری گوگل کاری بس دشوار را پیش رو داشت. البته که موبایل پیکسل نقدهای بسیار خوبی را دریافت کرد اما شاید ورود گوگل به بازار امروز اسمارت فون که بخش اعظمی از سود حاصل از آن به جیب اپل می رود و بسیاری از شرکت های تولید کننده موبایل های اندرویدی نیز با چالش های عدیده ای در آن روبرو هستند، کمی دیر صورت گرفته باشد.

حالا که ما اقدام به تولید سخت افزار کرده ایم می خواهیم مطمئن شویم که کاربران بهترین تجربه را پشت سر می گذارند.

به تعبیر Osteloh، موبایل های پیکسل با هدف «تاکید روی بهترین امکاناتی ساخته شده اند که گوگل سعی در ارائه به مشتریانش دارد» و این خود مهر تاییدی است بر این گفته که موبایل های اندرویدی دیگر تولید کنندگان لزوما اپلیکیشن ها و خدمات گوگل را به بهترین شکل ممکن به تصویر نمی کشند.

گوگل در واقع با پذیرفتن مسئولیت تولید سخت افزار می تواند ثابت کند که به عنوان مثال مایکروفون اسمارت فون تولیدی اش بهترین عملکرد را در کنار دستیار دیجیتالی این شرکت از خود به نمایش می گذارد.

به گفته گرگ استرلینگ از نویسندگان وبسایتی به نام Search Engine Land این همان استراتژی قدیمی اپل است. شما نمی توانید بهترین تجربه را از یک محصول داشته باشید مگر آنکه هم کنترل سخت افزار یک محصول را در اختیار داشته باشید و هم نرم افزار آن. هم اکنون موبایل های اندرویدی زیادی در بازار وجود دارند اما به خاطر نبود یکپارچگی لازم میان اجزای سازنده این دستگاه ها همیشه نوعی کمبود در آنها احساس می شود.

همانطور که تایید خواهید کرد فرایندهای بازاریابی موبایل های پیکسل نیز درست مانند آیفون های اپل است (همان تیزرهای تلویزیونی ظریف) و قرار شده از طریق ورایزن نیز به بازار آمریکا عرضه شوند. اما Osterloh تایید کرده که برای محکم شدن جای پای گوگل در بازار موبایل لازم است این شرکت نسل های مختلفی از اسمارت فون های سری پیکسل خود را ارائه نماید و حتی در  این صورت هم بعید به نظر می رسد که گوگل به یکی از بازیگران اصلی این صنعت بدل شود.

او می گوید: هنوز برای ما خیلی زود است: معتقدم که اصلی ترین هدف ما از تولید این نسل پیکسل ارائه تجربیاتی است که مردم را خوشحال می کنند.

اما باز گردیم به سراغ اسیستنت که آن نیز بخشی از اپلیکیشن پیام رسان تازه گوگل به نام الو است؛ الو نیز زاییده ذهن یک تیم ارتباطاتی است که بنیانش را شخص پیچای در سال 2015 میلادی گذاشت و مدیریتش را به نیز به نیک فاکس دوست قدیمی اش در شرکت مشاوره مکنزی سپرد.

با در نظر داشتن این نکته که فیسبوک هم اکنون دو اپلیکیشن پیام رسان (با بیش از یک میلیارد کاربر برای هرکدام) به نام های واتس اپ و مسنجر در اختیار دارد، اینطور به نظر می رسد که الو چندان هم به موقع وارد عرصه نشده و سرنوشت خوبی در انتظارش نخواهد بود.

با این همه گوگل ابراز اطمینان کرده این اپلیکیشن که هم نسخه ای داخلی از اسیستنت را دارد و هم توانایی ارائه پاسخ های موقعیت محور تهیه شده با هوش مصنوعی، در آینده رقابت را به نفع خود تمام خواهد کرد.

فاکس می گوید: به باور ما این تغییری در الگوهای مربوط به تکنولوژی است. این همان دستاوردی است که باعث می شود با خود فکر کنیم در بهترین موقعیت برای حل کردن و جواب دادن سوالات کاربرانمان هستیم و علت نیز سرمایه گذاری عظیمی است که در زمینه یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی داشته ایم.

الو پیش نیازهای لازم برای ارائه محصولی بهتر، متفاوت تر و البته مفیدتر را در اختیارمان قرار می دهد.

در مورد نقدهای اولیه ارائه شده برای الو هم باید بگوییم که هم مثبت بوده اند و هم منفی و درست مانند بسیاری از طرح های تازه گوگل، می توان آن را پیش نویسی از یک ایده دانست که توسعه اش نیازمند گذر زمان است هرچند که تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد (برای نمونه گوگل پلاس که قرار بود به قاتلی برای فیسبوک بدل شود بعد از سال ها از لیست اولویت های اصلی گوگل حذف شد و در عوض عنوان نوش دارو پس از مرگ سهراب را گرفت). در هر حال اما آنها که از نزدیک با پیچای کار می کنند غالبا از صبوری وی در توسعه محصولات سخن می گویند.

Giannandrea می گوید: ساندار معمولا از چرخه های ده ساله در تکنولوژی و تاریخ می گوید. به نظرم کار کردن با او بسیار ساده است زیر او همواره نمای بزرگ تر را در نظر می گیرد و تصمیم گیری های روزمره در نظراتش تاثیری ندارند.

یک میلیارد کاربر بعدی

توجه پیچای به مشتریان گوگل در بازارهای نوظهور (که طرحی به نام Next Billion نیز برای آن کلید خورده) که از اهمیت اولویت های دراز مدت در نظر این مدیرعامل حکایت دارند.

خودش در این باره می گوید: اینکه دسترسی همه به تکنولوژی، کامپیوتر و علم را فراهم کنیم مساله ایست که علاقه زیادی به آن دارم. به همین خاطر تلاش دارم که این رویکرد را در تمام فعالیت های گوگل پیاده سازی نمایم.

هند از آن دست بازارهایی است که اهمیت بالایی برای گوگل دارد و علت نیز به شمار بالای مصرف کنندگانی مربوط می شود که در این کشور حضور دارند. با این همه، خود پیچای که قبل از مهاجرتش به آمریکا مدرک مهندسی متالورژی اش را از موسسه تکنولوژی هند دریافت کرده، تایید نموده: این توجه یک جنبه شخصی هم دارد. من نفع زیادی از هند برده ام. اگر روشی عقلانی وجود داشته باشد که ما به عنوان یک شرکت بتوانیم کار درست را انجام دهیم، ما به انجام آن مصمم هستیم.

جالب است بدانید که در هند، اپلیکیشن های Free Basics فیسبوک را بیشتر نمادی از امپریالیسم سیلیکون ولی قلمداد می کردند و در نهایت نیز این سرویس به دستور مقامات محلی هند به کار خود خاتمه داد.

در مقابل اما تلاش های پیچای برای مردمی کردن دسترسی به اینترنت در هند از جمله ایجاد هات اسپات در ایستگاه های قطار و ارائه نسخه های خاصی از اپلیکیشن هایی چون یوتوب با مصرف پایین دیتا مورد استقبال شهروندان هندی قرار گرفت.

«وقتی افراد در راستای یک هدف سازماندهی شوند، تاثیر کارشان چندبرابر خواهد بود.

به گفته Sengupta که مدیریت پروژه Next Billion در سنگاپور را بر عهده دارد در این سرزمین مردم واقعا خوشحالند که فردی با ریشه هندی مدیریت یک شرکت شناخته شده و بزرگ آمریکایی را بر عهده دارد. اما مهم تر از همه اینکه رویکرد پیچای در قبال هند از بسیاری جهات کاملا متواضعانه است.

در هر حال کاری که گوگل برای مشتریان خود در بازارهای جدید انجام می دهد غالبا در کشورهای توسعه یافته تر سودمندی بیشتری دارد. به گفته Fitzpatrick تیم نقشه گوگل یکی از نخستین گروه هایی بود که پروژه یک میلیارد نفر بعدی در مورد آن اجرا شد.

تیم وی نسخه ای از مپس را توسعه داده بود که می توانست نقشه ها را روی موبایل ذخیره کند و محدوده هایی هم که در آنها دسترسی به دیتا ممکن نبود را با علامت بعلاوه نشان می داد. در ادامه مشخص شد که این قابلیت همچنین برای آنهایی که تلاش دارند از داخل خودروی خود مسیرها را پیدا کنند نیز سودمند واقع می شوند و حالا این ویژگی به بخشی کلیدی از تجربه نقشه های گوگل بدل شده است.

اول توسعه بعد درآمدزایی

همین ایده آل گرایی گوگل به شکل گیری واقعیتی دیگر در کسب و کار آن منجر شد: این شرکت میلیاردها دلار سود از بخش تبلیغات به دست می آورد که نتنها به پروژه های تازه آلفایت که هنوز هم به مرحله سوددهی نرسیده اند کمک می کند بلکه به اهرمی برای پیشبرد پروژه های خود گوگل بدل شده.

در سه ماهه سوم سال مالی جاری، تقریبا 90 درصد از درآمدهای گوگل از تبلیغات به دست آمد که این میزان نیز 99 درصد از کل درآمد آلفابت را تشکیل می داد.

اگر اسیستنت گوگل مکملی برای ابزار سرچ آن باشد، آنگاه عقلانی است اگر این کمپانی از آن کسب و کاری بسازد که از پتانسیل های خوبی برای سوددهی و همچنین مصرف برخوردار است. البته اینکه چنین پروسه ای چطور اتفاق خواهد افتاد هنوز مشخص نشده است به خصوص آنکه اسیستنت همواره در قالب محاوره فعالیت می کند و کاری با تبلغات متنی که به منبع ثروت گوگل بدل شده، ندارد.

در هر حال پیچای اظهار داشته که مطمئن است بهترین استراتژی در وهله نخست تقویت این تجربه است؛ شعاری که از مدت ها پیش و همزمان با آغاز همکاری نزدیک لری پیج و سرگی برین به عنوان موسسان گوگل سرلوحه تمام فعالیت های آن بود.

پیچای می گوید: من همواره احساس می کردم اگر بتوانیم مشکلات را به طرز معناداری برای مردم حل کنیم همین حل کردن مساله برایمان ارزش آفرین خواهد شد. ذاتا بخش اعظمی از آنچه مردم به دنبالش هستند ماهیت تجاری دارد و در دراز مدت می توانیم پاسخ خوبی از آن بگیریم.

البته باید در نظر داشت این حقیقت که گوگل می تواند بدون تحت فشار گذاشتن کارکنانش برای درآمدزایی از پروژه های مختلف آن در کوتاه مدت، برای مدت های مدیدی به آنها پول تزریق کند نباید به معنای کم اهمیت بودن موضوع برای این شرکت قلمداد گردد.

بسیاری از افرادی که در تیم Schindler (مدیر ارشد کسب و کار گوگل) کار می کنند در تیم های مختلف محصول آن نیز حضور دارند و حتی در نوپاترین پروژه ها نیز هستند افراد محاسبه گری که به آینده کسب و کار می اندیشند.

Schindler می گوید: این مرحله نشان دهنده میزان توجه و تلاشی است که من صرف امور می کنم. تیم هایی که در بخش تبلیغات فعالیت دارند بسیار بزرگ هستند در حالی که تیم واقعیت مجازی، واقعیت افزوده از تنها سه نفر تشکیل می شود.

واحد کلاود گوگل هم که تحت مدیریت دایان گرین فعالیت دارد از پتانسیل خوبی برای درآمدزایی برخوردار است و حتی به باور برخی مقیاس آن می تواند کسب و کار تبلیغاتی گوگل را نیز عاقبت پشت سر بگذارد.

ایده اصلی این واحد یعنی فراهم نمودن آرایه ای از سرویس ها برای وبسایت های و اپلیکیشن های دیگر شرکت ها از وب سرویسز (یا سرویس های تحت وب) آمازون گرفته شده. گرین در این باره می گوید: ما یکشبه صنعت عظیمی در حوزه آیتی را در اختیار گرفتیم، صنعتی با ارزش حداقل یک تریلیون دلار.

در این حوزه نیز گوگل تصور می کند که تجربیات و تخصصش در زمینه هوش مصنوعی می تواند برگ برنده اش باشد چراکه به واسطه آن توانسته تکنولوژی های زبان ماشینی که برای اهداف کاری خود توسعه شان داده را به سرویس هایی بدل نماید که قابلیت فروش به دیگران را دارند.

پیچای در مورد گوگل کلاود می گوید: ما قطعا پتانسیل خوبی برای این بخش می بینیم و کلمه بزرگ نمی تواند حق مطلب را در این باره ادا کند. در حال حاضر نیز احتمالا یک یا دو درصد از کل بازاری که می توانیم در اختیار داشته باشیم را به خود اختصاص داده ایم.

با در نظر داشتن تمایلی که کارکنان پیچای برای تحقق خواسته هایش نشان میدهند می توان اینطور نتیجه گرفت که این صرفا یک ویژگی شخصیتی نیست و در مقابل نوعی استراتژی مدیریتی است که او برای تحقق رویاهای شرکت به خدمت می گیرد.

پیچای در این باره می گوید: وقتی بتوانید مردم را برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم هماهنگ کنید قطعا می توانید اثری چند برابری در یک شرکت داشته باشید. اما عکس این مساله نیز صحت دارد، یعنی اگر مردم در گروه های پراکنده از هم حضور داشته باشند نتیجه به مراتب ضعیف تر از سطح پیش بینی تان خواهد بود. او در ادامه می گوید: هدف شرکت ایجاد محصولاتی است که زندگی میلیاردها نفر از مردم را تحت تاثیر قرار دهند و مردم نیز زیاد از آنها استفاده کنند. اینها همان مشکلات معناداری هستند که ما تلاش داریم حل کنیم.

منبع

نظرسنجی
به نظر شما تحقق مدرسه الکترونیک در کشور نیازمند ایجاد کدام زیر ساخت ها است؟ لطفا پاسخ گزینه مورد نظر خود را به شماره 30006019 پیامک کنید.
زیر ساخت های قانونی
زیر ساخت های مخابراتی
زیر ساخت های فرهنگی
همه موارد